چرا شهید مطهری??


فصل اول: چرایی و جایگاه طرح مطالعاتی آثار شهید مطهری

 

مبحث اول: جامعیت دین و نابسامانی‌های جامعه
ما معتقدیم «جامعیت و همه‌جانبه بودن قوانین اسلام آنچنان است که اگر کسی آن را بشناسد، معترف خواهد شد که از حد و مرز فکر بشر بیرون است و ممکن نیست زاییده قدرت علمی ‌و تفکر انسان باشد»، اسلام « مکتبی است که بر خلاف مکتب‌های غیر توحیدی، در تمام شؤون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی، دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته‌ای ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد، فروگذار ننموده است و موانع و مشکلات سر راه تکامل را در اجتماع  و فرد، گوشزد نموده و به رفع آنها کوشیده است. » معارف اسلامی ‌و آثار دینی «برای همه امور قانون و آداب آورده است»،  «هیچ حرکت و عملی از فرد یا جامعه نیست، مگر اینکه اسلام برای آن حکمی‌مقرر داشته است».  «اسلام نظامی نوین و طرز تفکری جدید و تشکیلاتی تازه، به وجود آورده، در عین اینکه مکتبی است اخلاقی و تهذیبی، سیستمی است، اجتماعی و سیاسی. اسلام معنی را در ماده، باطن را در ظاهر، آخرت را در دنیا و بالاخره مغز را در پوست و هسته را در پوست نگهداری می‌کند. »   لذا «اطمینان داریم که اسلام در بردارنده پاسخ به نیازهای مردم است» .
از سوی دیگر علیرغم همه ایمان و اعتقادی که به کارآمدی و جامعیت اسلام وجود دارد، هنگامی‌که به وضع کنونی جامعه اسلامی، نظر می‌اندازیم، با انواع و اقسام مشکلات و نارسایی‌های فکری مواجه می‌شویم. در بعد نظری، انبوهی از سؤالها و شبهات ـ خصوصاً برای نسل جوان ـ بی‌پاسخ باقی مانده که به تناسب حجم و تنوع این شبهات، برای آنها پاسخ‌های روشن آرامش‌بخشی ارائه نمی‌شود. این معضل، به همراه عملکرد ناصواب بعضی از منسوبین به دین، بسیاری از بی‌اعتمادی‌ها و کج‌رویها را در حیطه عمل به دنبال آورده است.
با فرض پذیرش جامعیت و کارآمدی تعالیم اسلامی از سویی و مشاهده نابسامانی‌های عملی و نظری جامعه از سوی دیگر، لازم است در این رابطه با تأمل کافی و آسیب‌شناسی جدی، به بررسی علل و عوامل این ناسازگاری پرداخته و با ارائه راه‌کار مؤثر، شائبة ناکارآمدی تعالیم الهی در عصر جدید را از اذهان بزداییم. خصوصا اینکه بعد از پیدایش انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی،‌ فکر و اندیشه اسلامی مورد نقد و چالش جدی قرار گرفته و بدون تردید بعد از این هم چالش‌های جدیدی پیش رو خواهد داشت، که باید هر چه بیشتر خود را برای مقابله با آن آماده و مهیا بنماییم.

 

مبحث دوم: چالشهای آموزش معارف اسلامی
با اعتماد به صیانت دین خاتم از شائبه نقص، بدیهی است که می‌باید ریشه نقیصه یاد شده را در فهم و در آموزش دینداری جستجو کرد. اگر اسلام در ذات خود عیبی ندارد، لاجرم می‌بایست شناخت و باور اسلامی مسلمان‌ها را مورد بازبینی قرار داد.
از مهمترین عوامل این نارسایی، علیرغم وجود منابع غنی و قویم اسلامی، چگونگی آموزش دینداری است. سه نقیصه شاخص در حوزه آموزش معارف اسلامی به اجمال عبارتند از:
الف) عدم هم‌زبانی و سنخیت محتوا و متن، با فهم و فرهنگ مخاطب: « ریشه بیشتر انحرافات دینی و اخلاقی نسل جوان را در لا به لای افکار و عقاید آنان باید جستجو کرد. فکر این نسل از نظر مذهبی آنچنانکه باید راهنمایی نشده است و از این نظر فوق‌العاده نیازمند است. اگر مشکلی در راهنمایی این نسل باشد، بیشتر در فهمیدن زبان و منطق او و روبرو شدن با منطق و زبان خودش است  و در این وقت است که هر کسی احساس می‌کند این نسل،‌ برخلاف آنچه ابتدا به نظر می‌رسد، ‌لجوج نیست، آمادگی زیادی برای دریافت حقایق دینی دارد» در بسیاری از تبلیغ‌ها و یا آموزش‌های دینی نه تنها تبلیغ و تبیین درستی از معارف دینی ارائه نمی‌شود، بلکه مطالب ثقیل و کلیشه‌ای، به گونه‌‌ای در مخاطب ایجاد ملالت و خستگی می‌کند که مخاطب، خصوصا جوانان، انگیزه و رغبتی برای شنیدن و آموختن در خود احساس نمی‌کنند، و در نتیجه هر چه مبلّغ بیشتر می‌گوید، مخاطب بیشتر می‌گریزد همچنانکه به بیان شیوای قرآن کریم " و ما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه" وما هیچ رسولی را نفرستادیم مگر اینکه به زبان و لسان فهم قوم خودش سخن می‌گفت.
ب) عدم نیازسنجی و نپرداختن به نیازهای واقعی جامعه: در حالی که «ما معتقدیم اسلام به صورت یک مکتب مترقی، قادر است تمامی‌ نیازهای بشر را تأمین کند و مشکلات او را حل نماید»،  ولی هنگامی‌که مباحث اصلی درس و بحث و تبلیغ‌های دینی، موضوعاتی جدا از مسائل و مشکلات جامعه شود، نه تنها دردی را درمان نمی‌کند، بلکه بر سردرگمی‌ها افزوده و از دین تصویری صرفاً صوری و کاملاً غیر کاربردی ارائه می‌دهد که توانایی اداره فرد و جامعه را ندارد، چرا که پاسخ به پرسش‌های مطرح نشده، کاری عبث، پوچ و در عین حال ملال‌آور خواهد بود.
ج) بی‌توجهی به اقتضائات زمان: در حالی که «مقتضیات عصر ایجاب می‌کند که بسیاری از مسائل مجدداً مورد ارزیابی قرار گیرد»؛  پر واضح است که در نظر نداشتن پیشرفت زمان و قناعت به ارزیابی‌های گذشته و تکرار مکررات، باعث برداشت نامطلوبی از دین در مواجهه با مسائل جدید شده، آن را به عنوان سنت و رسمی ‌کهنه و زنگار گرفته معرفی می‌نماید.
هرچند که در مقام بیان مشکلات فهم و آموزش معارف دینی، مطالب عدیده‌ای را می‌توان برشمرد ولی این سنخ اشکالات، همه نشان ازگسیختگی ارتباط مؤثر متصدیان امور فرهنگی با فرآیند فکری جامعه و فقدان برنامه‌ای مطلوب، در ارائه صحیح معارف دینی است. آنچه در این وادی مهم‌تر از آسیب‌شناسی‌های صرفاً نظری است، توجه به راه کارهای عملی در رابطه  با  نشر و بسط فرهنگ صحیح و کارآمد دینی است.
در این راستا توجه به نقش‌آفرینی عالمان موفق دینی به عنوان الگو و اسوه‌های قابل پیروی که چالشها و نارسائی‌های موجود زمان خویش را به خوبی شناسایی و در مقابله با آنها به بهترین روش، حرکتهای تأثیرگذاری را ایجاد کرده‌اند، از اهمیت بسزایی برخوردار است. بررسی ویژگی‌های کسانی که با این نوع دغدغه‌ها، آثار گرانبهایی را خلق کردند برای ادامه راه، لازم و ضروری است.
در میان اسلام‌شناسان و عالمان دینی معاصر، قطعا استاد شهید مرتضی مطهری (ره)، از معدود قهرمانان این میدان است که آثار او در مقایسه با آثار دیگر اندیشمندان بزرگ، دارای ویژگی‌ها و ممیّزات منحصر به فردی است که به دلیل ویژگی‌های خاص آن بر نقش این مجموعه آثار ‌تأکید و توصیة ویژه شده است و بی آنکه نقش ارجمند دیگر کسانی که در «احیای حرکت روشنفکری اسلامی در ایران مؤثر بودند را نادیده بگیریم،‌ استاد شهید مطهری(ره) را از این جهت که بر ارائه اسلام متکی بر مبنای اصیل و معتبر اصرار ورزید و از اجتهادهای غیر مستند و صرفا متکی بر استحسان و ناشی از تطبیق اسلام بر اصول مکاتب رایج زمان، ‌با جمود عامیانه و خرافی، به شدت  پرهیز می‌کرد و برحذر می‌داشت، ‌در میان آنان شخصیتی تنها و منحصر»  و «انصافا نادرة زمان بود».  «در مورد حراست از مرزهای ایدئولوژیک و حفظ شعار نه شرقی، نه غربی،‌ به خصوص التقاط‌زدایی از اندیشه اسلامی، آقای مطهری یک فرد بی‌نظیر بود».  و نیز« در اسلام شناسی و فنون مختلف اسلام و قرآن، کم‌نظیر بود»  لذا در زمان معاصر« تنها کسی که هم از لحاظ کمیت هم از لحاظ کیفیت، خوب‌ترین فرآورده‌ها را تقدیم محیط اندیشه اسلامی کرده، آقای مطهری است».

 

مبحث سوم: ویژگیهای آثار شهید مطهری(ره)
جهت آشنایی با آثار شهید مطهری (ره) و تبیین نقش این آثار در ترویج و تعالی روح اسلامی به برخی از ویژگیهای آنها به شرح ذیل اشاره شود:  
الف) مجموعه آثار شهید مطهری(ره)، خالق یک نظام واحد فکری و ارائه‌دهنده چهارچوب مشخصی از اندیشة اسلامی است. در نگاه نخست به این مجموعه، این طور به نظر می‌رسد که ایشان به موضوعات مختلف و پراکنده‌ای، که در مقاطع مختلف زمانی و مناسبت‌ها و پیشامدها، مطرح می‌شده‌، پرداخته است. موضوعاتی همچون آزادی، حقوق زن، ایرانیت و اسلامیت، هجرت و جهاد، حماسه حسینی، مهدویت، عدل، جاذبه و دافعه و.... اما با نگاهی عمیق‌ و جامع‌، درمی‌یابیم که نه تنها ایشان، نیازهای جامعه را در مقاطع مختلف، مورد توجه قرار داده، بلکه آثار ایشان نیز، مجموعه منسجم و منظمی را تشکیل می‌دهد که این نظام واحد، دارای اصول مخصوصی است که فروع دیگر همگی منتشأ‌ از آن می‌باشند.
در اندیشة استاد مطهری (ره)، ریشة همة مباحث، «توحید» است؛ چرا که «اصل توحید این صلاحیت را دارد که مانند آب، ریشة همة ‌اندیشه‌های دیگر را سیراب کند و مانند خون، به همة اجزا و اندام‌ها غذا برساند و مانند روح، بر پا دارنده و زندگی‌بخش همة ‌اندام‌ها باشد و قوة محرّکة یک مکتب باشد». « با این که انسان گمان می‌کند که توحید، یکی از مسائل اسلام است و هزاران مسألة دیگر در اسلام در کنار  توحید قرار گرفته است، ولی وقتی با نگاهی دقیق‌تر می‌نگرد، می‌بیند اسلام سراسرش توحید است؛ یعنی تمام مسائل ـ چه آنها که مربوط به اصول عقاید است و چه آنها که به اخلاقیات و امور تربیتی و یا به دستورالعمل‌های روزانه ارتباط دارد ـ همگی یک‌جا و یکپارچه، توحید است».
در مرحلة بعد، شهید مطهری(ره) امّ‌المعارف و امّ‌المسائل را مسألة «انسان‌شناسی و فطرت»  می‌داند، که به منزلة تنه و بدنة درخت معرفت است؛ و در ربط انسان شناسی و توحید معتقد است: «درخت انسانیت اگر بخواهد به راستی بارور و میوه‌ده باشد، باید ریشة توحیدی و ایمانی داشته باشد».  و نهایتاً ثمره این شجرة طیبه، مباحث کاربردی و ضروری زندگی انسان و جامعه است. در جهان‌بینی توحیدی است که برای انسان موحّد، آزادی، معنی و مفهوم می‌یابد، هجرت و جهاد تفسیر می‌شود، سعادت و عدالت، وحی و نبوت، امامت و ولایت تعریف می‌گردد.
در جهان‌بینی وحیانی، خداوند متعال اول، آخر، ظاهر و باطن هر چیزی است و بر همه چیز علو و استیلا دارد. خداوند جل و علا، اصل و اساس همة خلقت و جهان آفرینش است که بود و نبود انسان، تأثیری در وجود او ندارد. در جهان‌بینی اسلامی، ‌مسألة توحید، ریشه همه مباحث است و تمام شئون جهان و هر تفکری تحت تأثیر این اصل قرار می‌گیرد. و پس از آن اساسی‌ترین مسأله در جهان‌بینی توحیدی، مسأله انسان است که به تبع وجود انسان، نبوت، امامت و معاد، موضوعیت پیدا می‌کند. اگر انسان نبود، نبی و امام و معادی هم نبود در حالی که چه انسان باشد و چه نباشد، توحید، اصل ثابت و لایتغیری است که تمامی امور، وجودشان وابسته و متفرع به آن است و به تبع اصل توحید است که وجود انسان، موجودیت پیدا می‌کند. در جهان‌بینی توحیدی برای انسان موحدی که دارای معاد، نبی و امام است، مباحث آزادی، حق و باطل، هجرت، جهاد، حقوق زن و مرد، ملیت، مواجهه با دنیا و آخرت، اخلاق و... تبیین می‌شود. بلی، در نظام فکری اسلامی« اسلام در ذات خود،‌ یک کل تجزیه‌ناپذیر است».
مجموعة آثار شهید مطهری(ره)، با تبیین ربط و نسبت‌های مباحث و مسائل، به منزلة موضوع واحدی است که اگر کسی به مطالعة نظام‌مند و کامل آن بپردازد، او نیز دارای نظام فکری شده، می‌آموزد که چگونه مباحث نوظهور و تازه را بر اساس آن اصول آموخته شده تطبیق داده و به واسطه آن سره را از ناسره بازشناخته و نتیجتا جواب لازم را دریابد. آثار شهید مطهری(ره)، بستر اولیة فکری سالم و مطمئن اسلامی‌ را مهیا می‌کند و به فکر و عقل انسان، نظم و نظام می‌دهد؛ در حالی که تفکر نامنظم و غیرنظام‌مند، آموخته‌های غیرمرتبطی است که تنها ثمره‌اش آن است که در ذهن انبار می‌شود. بسیاری از متفکران فقط نظریه و دیدگاه ارائه می‌دهند، ولی شهید مطهری(ره) دیدگاه خود  را بر اساس نظام فکری مبتنی بر اصول یاده شده، ارائه می‌دهد. همچنین آثار شهید مطهری(ره) می‌آموزاند که چگونه می‌توان برای شناخت اسلام با استعانت از قرآن کریم و سنّت و سیرة معصومین (علیهم‌السلام)، با بهره‌گیری از قوه تفکر و تعقل، چارچوب و نظام فکری مستدلی را بنا نهاد که بر همة ‌اندیشه‌های بشری تفوّق یافته بر تمامی آنها مستولی شود.
ب) آثار استاد شهید در عین حال که دارای مبانی عمیق فکری و فلسفی است، مطالب را با زبانی ساده، روان و قابل استفاده برای همگان بیان داشته است. او «با قلمی روان و فکری توانا در تحلیل مسائل اسلامی و  توضیح حقایق فلسفی با زبان مردم، بی‌قلق و اضطراب به تعلیم و تربیت جامعه پرداخت».  بسیار دشوار است که انسانی بتواند در عین تعمق و تفقه در مسائل، آنها را به زبانی ساده و روان بیان کند، و حق مطالب را آن گونه که شایسته است  به تناسب فهم و درک مخاطب، ارائه دهد.
به دلیل همین ویژگی است که این آثار، راهی هموار، همگانی و مؤثر به سوی شناخت هر چه بهتر معارف اسلامی ‌و آشنایی با مبانی اسلام است. همه کسانی که مشتاقند در عصر حاضر، معرفت را از سرچشه زلال و پاک آن برگیرند و عطش حقیقت‌جوئی خود را فارغ از دغدغه‌های گوناگون، سیراب نمایند و نگران کمبود بضاعت علمی خویش، در مواجهه با دشواری زبان معارف اسلامی، هستند، آثار شهید مطهری(ره) مأمن مناسب و پاسخگوی خوبی به این نیاز می‌باشد.
کسی که با آثار شهید مطهری(ره) مأنوس شود، به تدریج می‌آموزد که مانند او در عین استفاده از مبانی محکم عقلی و استدلالی و در عین حال با زبانی شیوا و روان، اندیشه‌های منطقی و متقن را به گونه‌‌ای ارائه دهد که مخاطب، آن را پذیرا شده، باور نماید.
ج) به‌روز بودن، کارآمدی و کاربردی بودن آثار شهید مطهری(ره) از دیگر ویژگی مهم آن است. آثار شهید مطهری(ره)، درصدد توجه دادن و توجه نمودن به اقتضائات زمانه می‌باشد. استاد شهید، در جای‌جای آثارشان به دیگران می‌آموزاند که چگونه با سود جستن از امور ثابت، می‌توان امور متغیر را تحلیل و توجیه نمود. ایشان تأکید دارند که: «از خصوصیات دین اسلام که اهمیت فراوانی دارد این است که برای احتیاجات ثابت بشر، قوانین ثابت و برای احتیاجات متغیر، وضع متغیری را در نظر گرفته است. پاره‌ای از احتیاجات چه در زمینة  فردی و شخصی و چه در زمینه‌های عمومی‌ و اجتماعی وضع ثابتی دارند و در همه زمانها یکسان است»  و« قسمتی دیگر از احتیاجات بشر احتیاجات متغیر و قوانین متغیر و ناثابتی را ایجاب می‌کند. اسلام درباره این احتیاجات متغیر، وضع متغیری را در نظر گرفته است و از این راه، اوضاع متغیر را با اصول ثابتی مربوط کرده است و آن اصول ثابت در هر وضع متغیری، قانون فرعی خاصی را به وجود می‌آورد.»  و این همان رمز و رازی است « که به این دین خاصیت انطباق با ترقیات زمانه را بخشیده است.»  شناخت و فهم نیازهای ثابت و متغیر جامعه و پاسخگویی عقلانی و مبنایی به آنها در هر زمانی، از رموز موفقیت یک اندیشمند مصلح است. استاد با بهره‌گیری از این شیوه، نه تنها توانسته است کارآمدی مطالبشان را ـ علی‌رغم گذشت زمان ـ حفظ کنند؛ بلکه توانسته آن را به عنوان یک طریقه متقن، به کسانی که با آثار ایشان مأنوس می‌شوند، بیاموزانند، تا در هر زمانی، با توجه به نظام فکری و با شناخت مقتضیات، به استقبال مسائل و شبهات عصر خود بشتابند. شهید مطهری(ره) در رمز پایداری و جاودانی دین خاتم و مسأله اسلام و مقتضیات، کنکاش عالمانه  نموده و خود با استفاده از این روش مجتهدانه و همچنین با نیازسنجی‌ واقعی، جوابگوی سؤال‌ها و مشکلات فرهنگی- دینی جامعه شده است. ایشان خاصیت و رموز ماندگاری دین خاتم را شناخته و از این خاصیت، برای ماندگاری آثار خویش به خوبی سود جسته است.
استاد شهید خود می‌نویسد که« بنده از حدود بیست سال پیش که قلم به دست گرفته و مقاله یا کتاب نوشته‌ام، تنها چیزی که در همه نوشته‌هایم آن را هدف قرار داده‌ام،‌ حل مشکلات و پاسخگویی به سؤالاتی است که در زمینه مسائل اسلامی در عصر ما مطرح است». یعنی شهید مطهری(ره) از یک طرف بر اساس دریافت روح مطالب که ثابت و تغییر ناپذیرند، آنها را در شکل و قالب زمان و مکان به خوبی تبیین نموده و از طرف دیگر نیازهای واقعی جامعه را برای این حرکت علمی، مدنظر قرار داده که این روش، ویژگی و جلوة خاصی به آثار شهید مطهری(ره) می‌بخشد و آثار او را تازه و زنده نگه می‌دارد. لذا« جامعه ما و نسل جوان و جامعه فرهنگی و علمی ما به دانستن همان مطالبی که آن بزرگوار از جریان قلمش، فیضان کرد و در اختیار امت اسلام گذاشت، محتاجند». « آثار آن بزرگوار،‌ مثل یاد او زنده است. کتاب‌های شهید مطهری(ره) قابل مردن و تمام شدن نیست. مبادا کسانی خیال کنند که ما بعد از انقلاب تا به حال که مرتب کتاب‌های شهید مطهری(ره) را طبع و منتشر می‌کنیم، تکراری است. نه در سخن حق و نه در کلام حکمت، ‌تکرار نیست. آنچه که کهنه نمی‌شود، معارف و حقایقی است که هنوز جامعه ما محتاج دانستن و تکرار کردن و از بر کردن آنهاست و آن همان محتوای کتاب‌های شهید مطهری(ره) است. مبادا وسوسه خناسان و زمزمه دشمنان که با فکر شهید مطهری(ره) مخالف بودند و به همین خاطر هم او را از دست ما گرفتند، موجب شود که کتاب‌های آن بزرگوار از رواج بیفتد که البته نخواهد افتاد. دل‌ها و ذهن‌های مشتاق، نخواهند گذاشت که این مطالب عمیق و عریق از دست و ذهنیت جامعه خارج شود.»  
د) ایمان و تعبد شهید مطهری(ره) در عین عقلانیت و بهره‌جستن از تفکر و اندیشه، از دیگر ویژگی‌های بارز شهید مطهری(ره) است؛ به گونه‌‌ای که در آثار و سیرة عملی ایشان، هیچکدام، دیگری را تحت‌الشعاع قرار نمی‌دهد. او ثابت نمود که تفکر عقلانی با تعبد وحیانی نه تنها منافاتی ندارد، بلکه هر دو مؤیّد و مکمّل یکدیگرند. کما اینکه بررسی زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی ایشان، گواه و شاهد بر این مدعا است. او در حالی که به آموزه‌های دینی ایمان و باور قلبی داشت، در عین حال با دلایل محکم عقلی و منطقی به اقامة استدلال می‌پرداخت.« مطهری هم عالم بود، هم بسیار مؤمن، ‌هم به ایمان خود یقین داشت و هم اعتماد به نفس داشت».
شهید مطهری(ره)، در مباحث نشان داد که تعبد، مساوی با تعصب و بی‌منطقی نیست؛ علمی‌بودن، بی‌دینی و اباحه‌گری را به دنبال نخواهد داشت. در سراسر آثار ایشان، نقد و چون و چرا و پرسش به چشم می‌خورد. او مسائل را آگاهانه تحلیل می‌کرد و نمی‌خواست که دیگران هم چیزی را چشم‌بسته بپذیرند؛ در عین حال که سرشار از ایمان و باور دینی بود، خود و دیگران را مستدلاً ملزم به رعایت جزئی‌ترین دستورات دینی می‌نمود. شهید مطهری(ره) از سویی مردانه به جنگ تحریفات واقعة عاشورا می‌رفت و از سوی دیگر، خود در رثای امام حسین (علیه‌السلام) نوحه‌سرایی می‌کرد و می‌گریست. آثار شهید مطهری (ره) در پی تربیت متعبدان عاقل و عاقلان متعبد است.
هـ) شجاعت و استقلال فکری در عین علم و ایمان در آثار ایشان تجلی پیدا کرده است. ممکن است اندیشمندان بسیاری در حوزه‌های مختلف علمی،‌ قلم فرسایی کرده و باورها و اعتقادات خود را به خوبی دسته‌بندی و تنظیم کرده باشند اما در عرصه عمل در مقابله با کجی‌ها و جوزدگی‌های موجود در جامعه، شجاعت و جسارت بیان حقایق را نداشته باشند و موقعیت و اعتبارهای عرفی، آنها را به محافظه‌کاری در مقابل حقیقت وا دارد.
شهید مطهری(ره) اولاً دارای روح علمی بود و مسائل علمی را به خوبی، ‌تجزیه و تحلیل می‌کرد و در حیطه علم و در طرز تفکر، به عمق مسائل وارد می‌شد، یعنی اگر می‌خواست مطلب را بررسی کند و موضوعی را به منشأ آن استناد دهد، آن مسأله و قضیه را همراه با تحلیل و تدقیق تمامی جوانب آن بررسی می‌کرد. « در راه تحلیل، خیلی توانا بود. آن خطوط کور و گره‌‌های کور را که دیگران نمی‌دیدند، او می‌دید. گره‌ها را باز می‌کرد و نشان می‌داد و دوباره می‌بافت. این هنر در شهید مطهری(ره) بود. منشأ ‌این توان هم از نظر قرآن کریم،‌ شرح صدر است. کسانی که دارای شرح صدر و سینه بازند، ‌از سینه باز این گونه مطالب نشأت می‌گیرد. انسانی که دارای شرح صدر است، چشم دلش بیناست، ‌وقتی که چشم و دل، بینا بود، نقطه کوری نمی‌ماند. انسانی که از شرح صدر برخوردار است، قضایا را تشریح می‌کند. شهید مطهری(ره) هم برای متن عالم، ‌شارحی خوب بود و هم برای متن جهان، ‌مفسری خوب»  او معتقد بود:« در تعلیم و تربیت باید به متعلم، ‌روح علمی داد،‌ یعنی نباید توجه فقط به این باشد که او دانا بشود، بلکه همچنین باید کاری کرد که روح حقیقت‌جویی و عاری از بیماری‌هایی که انسان را از حالت حقیقت جویی منحرف می‌کند یعنی تعصب‌ها، جمودها،‌ غرورها و تکبرها در او پدید آید. اینها را باید دور کرد تا متعلم با روح علمی بار بیاید.»
ثانیا پس از تلاش علمی و تدبر عقلانی،‌ با تمام وجود به حقایق دینی ایمان داشت. حتی در مسائل جنجالی و خطرآفرین با کمال شجاعت و صراحت وارد میدان مبارزه می‌شد. در مسأله چالشی ازدواج موقت که دستاویزی برای حمله به تعالیم الهی - شیعی است، طلیعه سخن ایشان چنین است: «من بر خلاف بسیاری از افراد، ‌از تشکیکات و ایجاد شبهه‌هایی که در مسائل اسلامی می‌شود، با همه علاقه و اعتقادی که به این دین دارم، به هیچ وجه ناراحت نمی‌شوم، ‌بلکه در ته دلم خوشحال می‌شوم. زیرا معتقدم و در عمر خود به تجربه مشاهده کرده‌ام که این آئین مقدس آسمانی، در هر جبهه از جبهه‌ها بیشتر مورد حمله و تعرض واقع شده،‌ با نیرومندی و سرافرازی و جلوه و رونق بیشتری آشکار شده است و خاصیت حقیقت، همین است که شک و تشکیک، به روشن شدن آن کمک می‌کند. شک، مقدمه یقین و تردید، پلکان تحقیق است... بگذارید، بگویند و بنویسند و سمینار بدهند و ایراد بگیرند تا آنکه بدون آنکه خود بخواهند، وسیله روشن شدن حقایق اسلامی گردند».
ثالثا وجود استقلال فکری در عین ایمان و اعتقاد دینی در شهید مطهری(ره) به گونه‌ای بود که از روح بزرگش، شجاعت و حماسه خلق می‌شد.« استقلال فکری یعنی اینکه انسان از خود،‌ اصول و مبادی و فلسفه‌ای در زندگی داشته باشد و به آن ایمان و اعتماد داشته باشد و در روحش نسبت به او نوعی حماسه موجود باشد».  او دارای شجاعت و شهامت در مبارزه عالمانه - و نه تهور و جسارت بی‌خردانه - در جبهه‌های مختلف بود « این همان خصوصیتی است که در گزاره‌ها شخصیت والای استاد شهید مطهری(ره)، از آن کمتر یاد شده است. شهید عزیز ما یک تنه، در میان دو حرکت تعصب‌آمیز، ایستاده و شجاعانه مقاومت می‌کرد. از یک سو با قشریّونی که هر دریافت جدید اسلامی را که با اندوخته‌های ذهنی آنان منطبق نبود، تحت عنوان بدعت و انحراف به شدت می‌کوبیدند و حتی تحمل نظر مخالف در یک مسأله فقهی (مثل حجاب) را هم نداشتند و از سوی دیگر با مدعیانی که به نام اسلام انقلابی، هر تأویل و تفسیر نابجایی در مفاهیم اسلامی را روا شمرده، ‌با گستاخی و بی‌پروایی به نام اسلام و قرآن سخن می‌گفتند. مطهری آماج حمله این دو گروه بود که هر یک با شیوه‌های مخصوص به خود، ‌سیل مخرب تبلیغات سوء و حملات موذیانه خود را به سمت این صخره همیشه استوار، سرازیر می‌کردند. به جز اینها،‌ همه کسانی که سخن متقن و منطقی و قانع‌کنندة اسلام را به زیان جهت‌گیری فکری و داعیه‌های گوناگون خود، می‌دانستند نیز با استاد شهید مبارزه می‌کردند. شجاعت و سازش‌ناپذیری استاد شهید، در مقابله با امواج گوناگون و پرخاشگری سرسختانه او نسبت به همه این جریان‌ها و هوشمندی او در تشخیص میزان خطر و اهمیت هر یک و آن گاه مقابله با پرخطرترین و جسورترین این جناح‌ها، ویژه او بود. هیچ کس دیگری را این همه آماج مخالفت‌های تعصب‌آمیز و این همه مقاوم و این همه متکی به خود و سازش‌ناپذیر با مخالفان ندیده و نشناخته‌ام...».
و) از آنجا که «هر نظامی، ‌موجودیت خود را نیازمند به یک نظام فکری و عقیدتی به عنوان تکیه‌گاه و پشتوانه می‌داند»،  و با توجه به تصریح و تأکید ولی معظم فقیه، رهبر و سکان‌دار جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه « آثار شهید مطهری(ره) مبنای فکری این جمهوری کنونی ‌است» ، و « مبنای فکری انقلاب، تفکرات شهید مطهری(ره) است و لا غیر»  و یا تأکید بر اینکه « علامه شهید مطهری(ره) پایه‌گذار فکری نظام جمهوری اسلامی ایران است. خط فکری استاد مطهری، ‌خط حساسیت در مقابل حرکات نفوذی در داخل اندیشه‌های اصیل اسلامی است،‌ خطی که می‌تواند انقلاب را از نظر فکری حفظ کند،‌ همان خط مطهری است».  پس لازم و ضروری است که برای حفظ و تداوم نظام اسلامی، ‌به صورت جدی، فراگیر و برنامه‌ریزی‌شده، به آثار شهید مطهری(ره) پرداخته شود. برای نظامی همچون نظام جمهوری اسلامی، که با انواع و اقسام مشکلات و مسائل مواجه است، شرط لازم ماندگاری و تداوم، تبیین مبانی فکری بر اساس مکتب می‌باشد. زیرا« جریان فکری اسلامی انقلاب و نظام اسلامی ما در بخش عمده‌ای متکی به تفکرات شهید مطهری(ره) است»  لذا « اگر ما بخواهیم که این نظام در ذهن مردم تعمیق شود و حرکت انقلابی این مردم همچنان ادامه پیدا کند، باید افکار مطهری در بین مردم رواج پیدا کند.»
اگر افراد جامعه و جوانان و به خصوص مسئولان، دارای مبانی فکری اسلامی‌باشند، بدانند و بفهمند هدف و راه این جمهوری اسلامی چیست، آنگاه می‌توانند موضع و جایگاه فعالیت و اثربخشی خود را در کشور مشخص و تصحیح نمایند، تا علاوه بر مصون ماندن از انحراف و سردرگمی‌ها، به سوی قله‌های رستگاری فردی و اجتماعی حرکت کنند و این، رسالت و مسؤولیتی مهم و بس بزرگ است که بر عهدة همة وظیفه‌شناسان و دردمندانی که در قبال بهای سنگین استقرار حکومت اسلامی ‌در این کشور، احساس مسؤولیت دارند، ‌می‌باشد. هر آنکه می‌خواهد در برابر همه ایثارها و جان‌فشانی‌های شهدا احساس وظیفه و ادای دین نماید، باید برای ادامه این راه، در همان راه گام نهد و منطق شهید را بشناسد. باید با چنین منطقی در جبهه‌های فرهنگی و علمی حماسه بیافریند. منطق شهید «منطقی است آمیخته با منطق عشق از یک طرف و منطق اصلاح و مصلح از طرف دیگر، یعنی دو منطق را اگر با یکدیگر ترکیب کنید، منطق یک مصلح دلسوخته برای اجتماع خودش و منطق یک عارف عاشق لقای پروردگار؛ و به تعبیر دیگر، ‌اگر شور یک عارف عاشق پروردگار را، با منطق یک نفر مصلح، با همدیگر ترکیب بکنید، منطق شهید در می‌آید.»  در این صحنه کارزار و میدان مبارزه علمی و فرهنگی، باید با منطق شهید، جهاد‌گری همه جانبه و مستمر در عرصه علمی و فرهنگی بود و این مهم، برای تحکیم انقلاب و تثبیت و تقویت حکومت اسلامی، بسیار حائز اهمیت است که البته بدون دستمایه آگاهی و تبیین مبانی فکری انقلاب و نظام، مقدور نیست. و به تصریح ولی فقیه و راهبر انقلاب، این مبانی، همان آثاری است که توسط اندیشمندی عالم، ‌عارف،‌ عاشق و مصلح، تبیین شده که ممهور به مهر شهادت نیز شده است.
ز) در مورد هیچ مجموعة آثاری، به مانند آثار شهید مطهری(ره)، از جانب بزرگان دین و معتمدان علمی ‌و دینی، به ره‌پویان هدایت و سعادت، این مقدار سفارش و توصیه نشده است. حضرت امام (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) قلم و زبان او را بدون استثناء آموزنده و روان‌بخش می‌دانند و مواعظ و نصایح او را که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشأت گرفته، برای عارف و عامی‌سودمند و فرح‌زا توصیف نموده  می‌فرمایند: «آثاری که از او هست، بی‌استثنا همة آثارش خوب است؛ من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم بی‌استثناء آثارش خوب است. ایشان بی‌استثناء آثارش خوب است، انسان‌ساز است»،  «من به دانشجویان و طبقة روشنفکران متعهد توصیه می‌کنم که کتابهای این استاد عزیز را نگذارند با دسیسه‌های غیراسلامی فراموش شود».  جانشین و خلف صالح امام راحل و ولی فقیه زمان نیز معتقد است که « تنها کسی که هم از لحاظ کمیت و هم از لحاظ کیفیت،‌ خوب‌ترین فرآورده‌ها را تقدیم محیط اندیشه اسلامی کرده، ‌آقای مطهری است.»  « الان هم واقعا بدیل و عدیلی برای مجموعه کتاب‌های شهید مطهری(ره) نداریم و با اینکه کارهای خوبی هم شده،‌ بلاشک از لحاظ اهمیت و تأثیرگذاری و جذابیت و اتقان، هنوز هم در بالاترین سطح قرار دارد».
برای جویندگان علم و حقیقت، شرط لازم موفقیت و همچنین ورودی صحیح و مطمئن به حوزه‌های مختلف و متنوع علم و دانش، زمانی حاصل می‌شود که متخصصان و بزرگان آن دانش، بر اثری علمی ‌توصیه و سفارش خاص نمایند که این توصیه دالّ بر اتقان و استحکام آن موضوع و مایة اعتماد و اطمینان طالبان آن اندیشه می‌باشد.
در حوزة اندیشه دینی که رسالت اداره فرد و اجتماع، بر عهده آن است، آثار شهید مطهری(ره) بی‌نظیر است.
ح) ترویج و فراگیری آثار شهید مطهری(ره) باعث صیانت جامعه از سقوط و تباهی است. شهید مطهری(ره) معتقد است، عمده ضربه‌هایی که به پیکره جامعه ایمانی خورده است، محصول دو عامل اساسی است که اگر این دو عامل دست به دست هم دهد، جامعه اسلامی را به سقوط می‌کشاند. مشکلات عمده پیامبر اعظم(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)، جریان سقیفه، گرفتاری‌های امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، حادثه کربلا و... همه و همه محصول دو عامل است؛ اول: دسیسه خواص نا اهل و منافق از یک سو و دوم: جهل عوام از سوی دیگر. در هر زمانی که منافقان زیرک بتوانند بر مرکب جهل عوام سوار شوند، کمر جامعه اسلامی را شکسته‌اند.« دنیای اسلام هر آسیبی که دیده است و می‌بیند تا عصر ما، از داخله خودش است. از بیرون هم دشمن دارد ولی دشمن بیرون از بیرون نمی‌تواند کار بکند، ‌دشمن بیرون هم از داخل کار می‌کند».  «جامعه اسلامی را خطر، از داخل خود تهدید می‌کند،‌ از ناحیه یک اقلیت منافق زیرک و یک اکثریت جاهل ساده‌دل ولی متعبد. اگر این جاهل‌ها نباشند آن زیرک‌ها نمی‌توانند کاری بکنند. اگر این زیرک‌ها هم نباشند آن جاهل‌ها را به راه کج نمی‌برند».
« پیامبر از دو چیز اظهار نگرانی کرده است؛ ‌از نفاق و منافق و دیگر اینکه توده امت، جاهل و نادان باشند. یعنی یک طرف منافق‌ها، بی‌دین‌های متظاهر زیرک، ‌متظاهرها و ریاکارها و مدلسها پیدا بشوند و از طرف دیگر مردم،‌ جاهل و نادان باشند، آنها اینها را ابزار خودشان قرار می‌دهند».  
پیوند شومی که این دو خطر و بلیه ایجاد می‌نمایند، همیشه باعث ابتلا و گرفتاری‌های جامعه اسلامی بوده و خواهد بود.
در زمان فعلی نیز بزرگترین تهدید و خطری که می‌تواند موجبات نابودی جامعه اسلامی را به دنبال بیاورد و حکومت اسلامی را به استیصال بکشاند، پیوند همین دو عامل است. برای مبارزه با این خطر عظیم، تنها و تنها باید پیوند جهل مردم عوام را با نفاق خواص، شکست و برای شکستن این پیوند نامیمون، فقط و فقط یک راه وجود دارد و آن آگاهی و بصیرت یافتن توده مردم است، اگر توده مردم از اندیشة ناب اسلامی بهره گیرند، هم نفاق و منافق را می‌شناسند و هم بر اثر جهل، به دام فریب و خدعه نفاق، گرفتار نمی‌شوند و دیگر با شعارهای جذاب آزادی و دموکراسی و حقوق بشر و... به اسارت هوا و هوس‌‌های حیوانی در نمی‌آیند و با غنای اندیشه و احیاء فکر دینی، گرفتار باتلاق غرب‌زدگی، تحجر و جمود نمی‌شوند.
در زمان معاصر اگر تشنگی جامعه اسلامی از آگاهی و اندیشه پاک و مطهر مطهری سیراب شود، هم حیله و نفاق خواص شناخته می‌شود و هم آحاد مردم راه تکامل را می‌یابند و در بزنگاه‌های ابتلاء و سختی، سربلند بیرون آمده، گرفتار موجهای ویرانگر نخواهند شد.
آثار شهید مطهری(ره) تجلی بارز آگاهی‌دهی مؤثر برای رفع ابتلاء و گرفتاری‌های جامعه است. آثاری که به زبان و منطق عموم جامعه نگاشته شده و از منبع عمیق وحیانی، خالصانه بهره گرفته شده است.

 

مبحث چهارم: ضرورت پرداختن به آثار شهید مطهری(ره)
با توجه به این حد از اهمیت آثار شهید مطهری(ره) از یک سو و نیاز مبرم جامعه اسلامی به اندیشه‌های اسلامی از سوی دیگر، ضرورت پرداختن به آثار شهید مطهری(ره)، از اوجب واجبات فرهنگی جامعه است به گونه‌ای که می‌توان ادعا کرد:« راه گسترش و پیشرفت و شکوفایی فرهنگی جامعه بر مبنای آثار شهید مطهری(ره) است.»
اگر دریافتیم که آثار شهید مطهری(ره)، خالق نظام فکری منسجم از معارف دینی است.
اگر دانستیم که زبان آثار شهید مطهری(ره) گویا،‌ روان و برای عامی و عارف سودمند و فرح‌زا و دارای استحکام و اتقان علمی است.
اگر آثار شهید مطهری(ره) را به روز و کارآمد دانستیم که پاسخگوی نیازها و پرسش‌های جامعه امروز و فردای ما باشد.
اگر در آثار شهید مطهری(ره)، ایمان و تعبد را در عین عقلانیت، توأمان دیدیم.
 اگر استقلال فکری، تجلی شجاعت علمی و ایمان و حماسه دینداری،‌ در صحنه عمل و نظر، از آثار شهید مطهری(ره)  هویدا شد.
اگر از معتمدان حیات‌بخش علمی- دینی خویش، توصیه‌های اکید و مکرر بر مطالعه و غور در آثار شهید مطهری(ره)  شنیدیم.
 اگر مبنای فکری انقلاب و پایه‌گذار عقیدتی نظام جمهوری اسلامی را تفکرات شهید مطهری(ره) دانستیم و لاغیر.
اگر تنها راه نجات و پیشرفت جامعه اسلامی را غنای اندیشه عموم مردم و به هم‌ریختگی و اضمحلال جبهه متحد جهل و نفاق، ‌غرب‌زدگی و تحجر را از ثمرات آثار علمی قهرمان این عرصه یافتیم.
 پس بر ما فرض و واجب است که به صورت جدی و نظام‌مند زانوی تلمّذ در این اندیشکده دانش دینی، زده و خویشتن را به شاگردی مکتب آثار شهید مطهری(ره) مفتخر نماییم. در جایی که ولی معظم فقیه، خود را شاگرد آثار شهید مطهری(ره) می‌خواند، بر دیگران چه جای تأمل و درنگ است که در کسوت شاگردی اندیشه‌های استاد درنیامده و در این وادی گام ننهند. ایشان تصریح دارند که:« من خودم را شاگرد آقای مطهری می‌دانم. به ایشان گفتم: من شاگرد شما هستم. ایشان تعجب کرد و گفت: شما پیش بنده درس نخوانده‌اید؛ حقیقتا هم بنده پیش استاد مطهری درس نخوانده‌ام، اما یکی از عناصری که بنیه اصلی فکر اسلامی من را پایه‌گذاری کرده است، سخنرانی‌های بیست سال پیش آقای مطهری است».

 

مبحث پنجم: عدم توقف در آثار شهید مطهری(ره)
هر چند یقینا مطالعة مؤثر آثار شهید مطهری(ره)، ثمرات و اثرات بی‌بدیلی را در پی دارد و «اگر کسی فقط آثار وی را با دقت و به طور کامل بخواند، کافی است که او را به یک سطح راقی از معارف اسلامی ‌برساند»،  ولی اکتفا کردن به همین تعالیم، به منزلة ابتر گذاشتن کار است؛ زیرا آثار شهید مطهری(ره) سازندة بستر اولیه فکری و شرط لازم برای ورود به معارف اسلامی ‌است، هر چند مطالعه کامل و دقیق آثار شهید مطهری(ره)، انسان را به یک سطح قابل قبولی از معارف اسلامی می‌رساند ولی بعد از رسیدن به این سطح، توقف در آن، جایز نمی‌باشد زیرا آثار شهید مطهری(ره) سازنده بستر اولیه فکری و شرط لازم برای ورودی مطمئن، به دریای بیکران معارف دینی است ولی ماندن در این سطح، مطلوب نیست و آشنایی با آثار ایشان، قدم اول و آغاز راه است.
نباید ارادت به استاد شهید و برجستگی ویژگی‌های آثار شهید مطهری(ره)،‌ مانع و حجابی شود که نهایت و غایت حرکت علمی معارفی، صرفا در حفظ و مطالعه آثار خلاصه گردد. در اینکه«استاد مطهری چون به حق یکی از بزرگ‌ترین معماران بنای فکری نظام اسلامی به حساب می‌آید، ‌باید بیش از پیش مورد مداقه قرار گیرد»  جای هیچ تردید و شبهه‌ای نیست ولی با توجه به نیازهای فکری جدید و نو به نو و جریان افکار وارداتی « ما نمی‌توانیم در شهید مطهری(ره) متوقف شویم»  البته مفهوم این سخن هم این نیست که کسی تصور کند پس از چند دهه،‌ دیگر نیازی به مطالعه و غور در آثار شهید مطهری(ره) وجود ندارد « مبادا وسوسه خناسان و زمزمه دشمنان که با فکر شهید مطهری(ره) مخالف بودند و به همین خاطر او را از دست ما گرفتند،‌ موجب شود که کتاب‌های آن بزرگوار از رواج بیفتد»  و به بهانه عدم توقف در شهید مطهری(ره) و یا قدیمی‌شدن، کنار گذاشتن آثار و افکار ایشان تجویز شود.
سخن اساسی، این است که پس از فراگیری مؤثر آثار شهید مطهری(ره) چه باید کرد؟ چگونه می‌توان در شهید مطهری(ره) متوقف نشد و راه آن شهید سعید را ادامه داد. یا به تعبیری دیگر ادامه راه و افق و چشم‌انداز این طرح چیست؟
به نظر می‌رسد ادامه راه و عدم توقف در اندیشه‌های شهید مطهری(ره) از دو جهت قابل توجه باشد؛ یکی از جهت تعمیق و نفوذ به ریشه‌های شکل‌گیری فکری و شخصیتی شهید مطهری(ره) و دوم از جهت عرضی که با بسط افکار در گستره اذهان عموم جامعه و تولید طرح و فکرهای جدید، میسور است.
هر یک از این دو بعد حرکت، نه تنها عدم توقف در آثار شهید مطهری(ره) را محقق می‌کند بلکه سرآغاز تحولات مهمی خواهد شد.
با توجه به اهمیت موضوع به توضیح و تبیین هر یک از این دو بعد، می‌پردازیم:

الف)آثار شهید مطهری(ره) و اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم):
1- از آنجا که سرنوشت مردم ایران و جهان معاصر تحت تأثیر حرکت پیامبرگونه امام راحل قرار گرفت و اگر لطف خداوند متعال شامل حال مردم نمی‌شد و با مجاهدت‌های امام، انقلاب الهی، رخ نمی‌داد، ‌هم اکنون معلوم نبود ما در حاکمیت طاغوت درچه وضع و حالی به سر می‌بردیم. برای تشکر و قدردانی واقعی و برای ارج نهادن به مجاهدت‌های امام باید راه امام را شناسایی و در جهت تحقق سفارش‌های آن بزرگوار، ‌پیگیر خواسته‌های الهی او باشیم تا شکر این نعمت را با گام نهادن در راه او به جا آوریم.
2- حضرت امام(ره) در اواخر عمر شریف خود، مسأله مهمی از دستاورد حرکت عظیم خویش و میراث نهضت را مطرح نمودند و با تأکید فراوان بر تحقق و توجه به آن اصرار و ابرام می‌ورزیدند. آن مهم، طرح مسأله اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بود. ایشان به کرات و با جدیت تمام توجه همه آحاد مردم را در مناسبت‌های مختلف معطوف به این مسأله می‌نمودند که اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را شناخته و از آن صیانت و پاسداری نمایند.
برای نمایندگان مردم، ملاک و شرط نمایندگی را پایبندی و دفاع از اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) عنوان فرمودند.
در توصیف فضای ملت‌ها، جهان امروز را«تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)» دانستند.
پس از اتمام جنگ، ‌در تبیین اهداف شکل‌گیری بسیج طلبه و دانشجو، تأکید داشتند که«حوزه علمیه و دانشگاه، باید چارچوب اصیل اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را در اختیار تمامی اعضای بسیج قرار دهند. باید بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی‌باشند».
در نامه‌ای که به رهبر وقت شوروی ارسال نمودند، شکستن استخوان‌های مکتب کمونیسم را نوید داده‌ و درمقابل، خوشحالی طرفداران اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را با شنیدن نوای الله‌اکبری که از گلدسته‌های مساجد کشور مارکسیستی، بعد از هفتاد سال به گوش می‌رسید، ابراز داشتند.
در پیام به روحانیت، سپردن پست‌ها و مسئولیت‌ها به کسانی که عقیده خالص و واقعی به اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) نداشتند را اشتباه دانسته و از روحانیون طرفدار اسلام ناب خواسته‌اند که نگذارند ابرقدرت‌ها و نوکرانشان مسائل را به نفع خود خاتمه دهند.
ایشان به مناسبت‌های مختلف و تحت عناوین گوناگون، تأکید داشتند که مسأله اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را مطرح نمایند.
3- نکته مهم و کلیدی اینکه اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) چیست؟ چارچوب‌های آن کدام است؟ اسلام نابی که از اسلام تحجر و جمود و سکون از یک سو و از سوی دیگر از اسلام آمریکایی و روشنفکری غربی و ولنگاری اعتقادی، متمایز است، دارای چه خصوصیاتی است؟ و حتی اسلامی که با اسلام بسیاری از علماء سلف خصوصا در حیطه عمل تفاوت دارد، چگونه اسلامی است؟
مسأله قابل تأمل اینکه هر اسلام‌شناس و عالم دینی معتقد است، اسلامی که او دارد و خود را مقید و متعبد به آن می‌داند، اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بوده و از هرگونه ناخالصی مبرا است، کسی نیست که اسلام خود را ناخالص، ‌انحرافی و غیر ناب بداند. پس از طرفی هر عالم دینی، اسلام خویش را ناب می‌داند و از طرف دیگر پرواضح و مشهود است که اسلام ناب امام با اسلام‌های دیگر عالمان غیر همسو، کاملا متفاوت و بعضا متعارض است.
شناسایی اسلام ناب امام و مشخص نمودن تمایز آن با اسلام دیگرانی که به نام اسلام حتی در مقابل امام و اسلام او، موضع‌گیری و مقابله کردند، پاسخ پرسش‌های فوق را مشخص می‌نماید.
4- یقینا اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) مورد نظر امام، همان اسلام خمینی در نظر و عمل است.
اسلام ناب، همان اسلامی است که ‌سیره و منطق عملی و خط مشی زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی و عبادی امام بر اساس آن تنظیم شده و با تمام وجود به آن وفادار و پایبند بود و ماحصل و تبلور اسلام ناب امام، تربیت‌‌یافتگان و شاگردان مکتب علمی و عملی ایشان می‌باشند یعنی ثمره زندگی امام در وجود شاگردان و بزرگانی تجلی یافت که مورد تأئید ایشان بوده و عمدتا مسئولیت هدایت فکری جامعه مورد نظر امام را تا پایان عهده‌دار شدند. ولی برای شناخت نظری اسلام ناب، ‌لازم است مبانی و چارچوب‌های آن مشخص گردد.
5- در میان تمامی فرهیختگان و تربیت یافتگان مکتب امام،‌ یقینا آثار علمی و فکری شهید مطهری(ره)، ارائه‌دهنده نظام جامع فکری اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است که با تبیین و تدوین چارچوب‌های علمی،‌ نظام متقن فکری اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را در آثار و اندیشه خود به منصه ظهور می‌رساند.
شهید مطهری(ره) خطوط اصلی این شاهراه را با اتکا بر منابع اصیل و معتبر ارائه داد و با بهره‌گیری از هوش سرشار خویش، سیره عملی و نظری امام را در جهان بینی الهی تفسیر کرد. لذا امام در میان آثار همه بزرگان به آثار علمی شهید مطهری(ره) عنایت ویژه‌ و بی‌نظیری را مبذول داشت و آثار ایشان را بی‌استثناء مفید دانست و فرمود:« من کس دیگری را سراغ ندارم که بگویم بی‌استثناء آثارش خوب است، ایشان بی‌استثناء آثارش خوب است، انسان‌ساز است»  در ادامه راه امام، ولی معظم فقیه نیز آثار شهید مطهری(ره) را مبنای فکری انقلاب برشمرده و تأکید می‌نماید که« مبنای فکری انقلاب، ‌تفکرات شهید مطهری(ره) است ولاغیر»
6-شکل‌گیری شخصیت شهید مطهری(ره) مانند بسیاری از شاگردان اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) قطعا از یک سو تحت تأثیر آموزه‌ها و منطق علمی و عملی حضرت امام(ره) و از سوی دیگر منبعث از تعالیم و تربیت مؤثر مرحوم علامه طباطبایی(ره) بوده است. از طرفی « مطهری عصاره اندیشه‌های عمیق امام»  می‌باشد و از طرف دیگر خود می‌فرمود:« من بیشتر مطالبی را که در کتاب‌ها و نوشته‌های خود دارم، ‌شاید ریشه‌اش را از علامه طباطبایی و خصوصا از المیزان گرفته‌ام»  و «کمتر مشکلی در مسائل اسلامی و دینی برایم پیش آمده که کلید حل آن را در تفسیر المیزان پیدا نکرده باشم».
بدون شک، شاکله علمی و حتی شخصیتی شهید مطهری(ره) در مقیاس بسیار زیادی تحت تأثیر اندیشه‌ها، روش و منش حضرت امام و مرحوم علام طباطبایی شکل گرفته است.
7- مرحوم امام(ره) و علامه طباطبایی(ره) هر چه دارند از قرآن کریم و اهل بیت معصومین(علیهم‌السلام) دارند. کنکاش عالمانه این بزرگواران و بصیرت و روشن‌بینی آنان در شیوه استنباط و استفاده از قرآن کریم و سیره و سنت ائمه اطهار(علیهم‌السلام)، مجموعه‌ای از باورها و اعتقادات، در حیطه نظر و در صحنه عمل، و همچنین در روش و منش  برای آنان به وجود ‌آورد که آنان را از بسیاری دیگر از بزرگان، متمایز ساخت و در این میان شهید مطهری(ره)، با نبوغ و درایت نشأت گرفته از عنایت الهی، از این خرمن علم و اندیشه تا جایی بهره گرفت که حاصل عمر و عصاره اندیشه‌های امام(ره) از یک سو و شارح و واضح اندیشه‌ها و قلم سنگین، علمی و فنی علامه(ره)، از سوی دیگر شد.
پس از بیان مقدمات فوق می‌توان نتیجه گرفت که با توجه به شکل‌گیری شخصیت فکری شهید مطهری(ره) از دو استاد بزرگ خود، به طور قطع، تأمل، تفکر و تدبر در آثار شهید مطهری(ره) و ارائه این حرکت با برکت، ورودی مؤثر به دریای بی‌پایان معارف قرآنی،‌ خصوصا با محوریت تفسیر شریف المیزان و همچنین پرداختن نظام‌مند به اندیشه‌ و خصوصا شناسایی سیره عملی حضرت امام(ره) می‌باشد. آثار شهید مطهری(ره)، ‌مدخل بسیار مناسبی برای ورود به آثار عرشی حضرت امام و اثر گرانسنگ تفسیر المیزان است چرا که پس از مطالعه آثار شهید مطهری(ره)، مبانی نظرات حضرت امام راحت‌تر فهم می‌گردد و نظرات ارزشمند مرحوم علامه طباطبایی(ره) خصوصا با شرح و تفسیر حضرت آیت‌الله جوادی آملی،‌ بهتر قابل فهم و درک خواهد بود.
اگر آثار شهید مطهری(ره) مدخلی برای ورود به فهم مبانی آثار حضرت امام و تفسیر المیزان قرار گیرد دیگر توقف در شهید مطهری(ره) امکان ندارد. زیرا اگر اندیشه‌جویی بیاموزد که چگونه مطهری‌گونه و امام‌وار و چون علامه طباطبایی از سرچشمه زلال قرآن و سنت اهل بیت(علیهم‌السلام) سود جوید، در این صورت می‌توان مدعی شد که او خود را به سرچشمه زلال اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) رسانده و می‌تواند چون آنان و با روش و منش‌ آنها از تعالیم جاودانه وحیانی برای همیشة زندگانی و تمامی امکنه جغرافیایی عالم، نسخه‌های شفابخش قرآنی با الهامات روایی را تجویز نماید. و مأدبه قرآن و معجزه خاتمیت همین است که تمام شدنی نیست و توقف در آن دیگر معنی ندارد و بلکه آنجا ندای "ارق وارق" و صلای "ارجعی الی ربک" و دعای "رب زدنی" و دعوت " تعالوا" از رب به عبد و از عبد به ربش شنیدنی و خواستنی است.  
  همه چیز را تا نجویی نیابی         بت یار را تا نیابی نجویی
تبیین چارچوب‌های اسلام ناب محمدی(صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بدون توجه به ثمره و عصاره فکری آن یعنی آثار شهید مطهری(ره) و بدون توجه به مبانی و ریشه‌های آن که تعالیم قرآن کریم و ائمه‌اطهار(علیهم‌السلام) می‌باشد، ناممکن و یا ناقص و مخدوش است.
نتیجه اینکه برای ادامه راه و عدم توقف در شهید مطهری(ره) اولا فراگیری خوب  و کامل آثار ایشان، شرط لازم است. ثانیا آشنایی مؤثر با سیره علمی و عملی حضرت امام به عنوان معمار انقلاب و دکترین نظریه مترقی ولایت فقیه ضروری است. ثالثا تدبر و تفسیر در قرآن کریم با محوریت تفسیر المیزان به عنوان مقدمه فکری آثار شهید مطهری(ره)، لازم است و رابعا همچون امام، علامه طباطبایی و شهید مطهری(ره) توانایی بهره‌گیری از کلام وحی و عصمت را درک کردن، غایت این حرکت است و اینها مقدور و میسر نیست الا با مطالعه نظام‌مند و انس با آثار این بزرگان حوزه علم و معرفت دینی. در این راه ما می‌توانیم همچون مطهری زندگی کنیم و چون مطهری‌ها تربیت نماییم چرا که «در دهه‌های آینده به مطهری‌ها نیاز مبرم داریم» .
نکته قابل توجه اینکه برای شناخت سیره و راه امام و عدم ابتلا به تشتت‌های سیاسی و برداشت‌های سلیقه‌ای و جناحی، شناسایی ‌راه امام از باب آثار شهید مطهری، راهی مطمئن و متقن می‌باشد چرا که آثار شهید مطهری مبانی فکری نظام می‌باشد لذا توصیه می‌شود سیر مطالعاتی آثار امام بعد از مطالعه آثار شهید مطهری صورت گیرد همانگونه که غور و غواصی در دریای المیزان پس از آشنایی با آثار شهید مطهری قابل توصیه است.

ب)شکوفایی طرح‌ها و نظرات جدید بر اساس آثار شهید مطهری(ره):
یقینا اگر شهید مطهری(ره) در قید حیات بودند هیچگاه در حیات علمی ایشان توقف و رکودی احساس نمی‌شد؛ لذا جامعه ما نیز نباید در همین محدوده و شکل و ظاهر آثار ایشان متوقف شود، ایشان می‌فرماید:«افراد از نظر استعداد یادگرفتن و فراگیری مطالب علمی بر دو گونه‌اند. برخی در سنین جوانی از قدرت فوق‌العاده‌ای برخوردارند و تا چند سال می‌توانند به شدت بیاموزند ولی وقتی به اصطلاح پا به سن می‌گذارند دیگر گویی استعداد آنها خشک می‌شود و فقط به هر آنچه که تا آن موقع آموخته‌اند، ‌اکتفا می‌کنند و به اصطلاح از کیسه می‌خورند. عموم افراد و دانشمندان از این سنخ هستند... اما در مورد برخی مطلب طور دیگری است،‌ یعنی همیشه دارای قدرت فراگیری هستند و من از این دسته هستم. من امروز بیش از گذشته در خودم آمادگی برای آموختن احساس می‌کنم. من امروز دلم می‌خواهد که دائما مطالعه کنم بیاموزم و تدریس کنم و بیاموزانم».  شهید مطهری(ره) در موضوعات بسیاری یادداشت‌های متنوع و در عین حال عمیقی آماده کرده بودند تا از آنها سود جسته و آثار جدیدی خلق نمایند. هر چند که فیض شهادت، فرصت و مجال پرداختن به آنها را نداد ولی بعد از ایشان هم متأسفانه در تکمیل و شکوفایی آثار شهید مطهری(ره)، حرکت قابل توجهی صورت نپذیرفته است. علیرغم اینکه نام شهید مطهری(ره) زیاد شنیده می‌شود ولی بعضا در هیاهوی سالگردها و سمینارها، اندیشه‌ها و آثار شهید مطهری(ره)، مستور و مهجور باقی می‌ماند.
در حالی که« باید روی افکار شهید مطهری(ره) کار فکری شود، یعنی جمعی اهل تحقیق و علاقمند به کار علمی بنشینند و نظرات و تفکرات شهید مطهری(ره) را در ابواب مختلف استخراج نمایند.»  باید در هر یک از آثار ایشان، شاخه‌های موضوعات تحقیقی، مشخص و برای پایان‌نامه‌ها و پژوهش‌های علمی ارائه گردد.
باید ابهامات و شبهات اساسی و نیاز‌های فکری امروز نسل جوان شناسایی و استخراج شده و به آنها در بستر نظام فکری شهید مطهری(ره)، پاسخ مناسب داده شود.
باید بر اساس اندیشه‌های شهید مطهری(ره)، نظام‌سازی فکری برای حکومت اسلامی ایجاد شود و این مسأله از اهمیت بسزایی برخوردار است. به عنوان نمونه شهید مطهری(ره) در بحث هدف خلقت انسان و بعثت انبیاء دو هدف اساسی را ذکر می‌نمایند یکی عدالت اجتماعی و دیگری توحید و عبودیت و این دو را به عنوان هدف بعثت انبیاء مطرح می‌نمایند سپس توجه می‌دهند که حتی در هدفها هم نباید شرک وجود داشته باشد و فقط توحید و عبودیت صلاحیت دارد تنها هدف اصلی خلقت و بعثت انبیا باشد، لذا عدالت اجتماعی ذیل عبودیت دارای ارزش و به عنوان هدف ثانوی قابل طرح است یعنی « قرآن، نه تنها اصل عدالت را می‌پذیرد و بلکه فوق‌العاده برای آن اهمیت و ارزش قائل است ولی نه به عنوان هدف نهایی »  زیرا اسلام «هیچ هدفی را برای کائنات، هدف مستقل و نهایی نمی‌داند جز خدا»  همچنین امر به معروف و نهی از منکر، پایه اصلاحات است و هر اصلاحاتی، باید در راستای عدالت اجتماعی، تعریف شود؛ بر اساس اندیشه شهید مطهری(ره)، هر گونه اصلاحی اگر بخواهد واقعی باشد، باید بر پایه امر به معروف و نهی از منکر طراحی شود و همچنین اصلاحات تنها برای عدالت اجتماعی، قابل قبول است و عدالت هم فقط و فقط برای توحید و معنویت، ارزش واقعی پیدا می‌کند، پس در یک نظام مشخص حکومتی و اجتماعی باید اصلاحات بر پایه امر به معروف و نهی از منکر، برنامه‌ریزی شود و اصلاحات، برای عدالت اجتماعی طراحی گردد و عدالت اجتماعی برای توحید و معنویت تعریف گردد. با توجه به ساختار فکری شهید مطهری(ره) که مبنای فکری نظام است می‌بایست در جنبه‌های ایجابی، چارچوب‌های فکری نظام جمهوری اسلامی ایران را سامان‌دهی کرد تا از هرج و مرج فکری- فرهنگی و سلیقه‌ای که خصوصا توسط مسئولین اجرایی به وجود می‌آید، رها شده و شعارهای مقدس اسلامی، ولی تبیین نشده مثل آزادی،‌ اصلاحات،‌ عدالت و... را تبیین نموده و از قرار گرفتن جامعه در وضعیت بهت و حیرت و التهاب ممانعت به عمل آورد.
نتیجه اینکه بر پایه آثار شهید مطهری(ره) با توجه به اقتضائات زمانه و نیازهای جدید جامعه باید طرح‌ها و برنامه‌های نو درانداخت و از این جهت نیز در آثار شهید مطهری(ره) متوقف نشد.

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
شرایط و قوانین.
  • هیچ نظری یافت نشد